تبليغاتX
به نام خدا lovelave
حالا دیگه تماس های تلفنی جاشو به دیدارهای دانشجوی داده بود تو محیط دانشگاه ، من از این اتفاق خیلی راضی بودم چون می تونستم درکنار کسی باشم که دوستش دارم درسته که تا بحال بهش نگفتم ، درست مثل همیشه که تو قصه ها می گن آفتاب جاشو به تاریکی داد رابطه ما هم مثل دوستی های دیگه داشت کمرنگ می شد دلیلش مهمونی های دانشجویی بود که آرمان شرکت می کرد اون دوست داشت من هم تو این مراسم باشم اولش می گفتم نه ولی یک بار با اصرار اون قبول کردم که برم می خواستم ببینم این چه جور مراسمی هستش که اینقدر بهش علاقه  داره  یادم نیست مهمونی رو کی ترتیب داده بود ولی وقتی که رفتم با اون چیزی که تو ذهنم به تصویر کشیده بودم زمین تا آسمون فرق می کرد درسته همه دانشجو بودن ولی انگار هیچ نسبتی به عنوان دانشجویی نداشتن بیشتر دلیلی بود که بخوان

 زمان زیادی نیستش که به جمع وبلاگ نویسان پیوستم و زمان زیادی هم نیستش که به خوندن وبلاگ شروع کردم از وقتی که این وبلاگو زدم شروکردم به خوندن وبلاگهای دوستان باید بگم الحق که خیلی هاتون جالب می نویسید ولی تو این سرچ کردنهابا یه دسته آشنا شدم که  کارهایی که در طول یه روز انجام می دن رو به وبلاگ می یارن و می نویسن خوب خیلی ها هم علاقه دارن به خوندنش ولی امروز به این نتیجه رسیدم که بیخیال کل این دسته بشم چون هیچ چیزی نمیشه فهمید ازشون .

ترانه خانم من متاسفانه آدرس وبلاگ عکس باران   رو گم کردم برام بفرست

باز هم ممنونم از تمامی دوستان ببخشید که زیر نویس امدم اینجا


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط بهرام در شنبه سوم تیر 1385 و ساعت 22:58 |
برای اینکه بتونم خودمو دراون لحظه بیشتر به مریم  نزدیک کنم فکری به ذهنم رسید رفتم تو آشپز خونه و با یه سینی چای امدم جلوی مریم حالا دیگه می تونستم به بهانه چای هم که شده چند لحظه روبروی مریم بشین

بهرام : اجازه هست اینجا بشینم

مریم : خواهش می کنم این چه حرفی هستش که می زنید شما هر جا که دوست دارید می تونید بشینید

بهرام : آخه خواستم مزاحم تنهایتون نباشم  مثل اینه که خیلی دوست دارید تنها باشید البته جسارت نباشه به شما میشه به پرسم چرا ؟

مریم : چرا چی ؟ تنهام

 

لطفا در باره نهوه نگارش داستان به من یاری دهید تا بتونم اون چیزی که می خوام رو به راحتی بیان کنم

ممنونم که به وبلاگ کوچیک من سر می زنید

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط بهرام در جمعه دوم تیر 1385 و ساعت 3:33 |





Powered by WebGozar

حقوق اين وبلاگ محفوظ است و هرگونه كپي برداري از آن با ذكر منبع يا ميل بلامانع است
lovelave.blogfa.com



Name: bahram
Location: KARAJ, IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
About me: Click here to learn more about me