![]() |
![]() |
|
| کشیدن عشق |
|
نوشته های پیشین
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
محتاب نقره سردم مریم بیا بیا . انگشتری به دستم مریم بیا بیا . شب آشناای یه مریم بیابیا . شب دل گشاای یه مریم بیا بیا .
داستان بازگشت بر گرفته شده از ذهن خود بنده می باشد و هر شخصیت دوست من در بیرون و محل کارم می باشد .... داستان به گونه ای پیش می ره که بهرام از تورنتو کانادا برای پیدا کردن پدر مادر اصلیش به ایران می اد و چون کسی رو در ایران نداشته به منزل خواهر دوستش علی میره که در اونجا با نیوشا آشنامیشه که بداز اولین دیدار با صاحب خونه پدر مادرش ماجراهایی پیش میاد که تصمیم می گیرن برای رسیدن به احدافشون با چنتا از بچه ها یه گروه تشکیل بدن و به کارهای مختلف بپردازن .............. |
|
RSS
|